[ چون خبر غارت بردن یاران معاویه را بر أنبار شنید خود پیاده به راه افتاد تا به نخیله رسید . مردم در نخیله بدو پیوستند و گفتند اى امیر مؤمنان ما کار آنان را کفایت مى‏کنیم . امام فرمود : ] شما از عهده کار خود بر نمى‏آیید چگونه کار دیگرى را برایم کفایت مى‏نمایید ؟ اگر پیش از من رعیت از ستم فرمانروایان مى‏نالید ، امروز من از ستم رعیت خود مى‏نالم . گویى من پیروم و آنان پیشوا ، من محکومم و آنها فرمانروا . [ چون امام این سخن را ضمن گفتارى درازى فرمود که گزیده آن را در خطبه‏ها آوردم ، دو مرد از یاران وى نزد او آمدند ، یکى از آن دو گفت : من جز خودم و برادرم را در اختیار ندارم ، اى امیر مؤمنان فرمان ده تا انجام دهم امام فرمود : ] شما کجا و آنچه من مى‏خواهم کجا ؟ [نهج البلاغه]

سلسله ی موی دوست ...

مولای آب ها و آیینه ها .......حال و هوای دل های ما ابریست !!!

 

... گفتم: مامان یه گندی زدم، دعا کن درست شه!


گفت: برو پشت‌بوم!


- پشت‌بوم؟


- برو رو به قبله وایسا، به امام حسین سلام کن،

بگو : وقتی بچه بودم تو کوچه فوتبال بازی می‌کردیم.

شیشه همسایه رو که می‌شکوندیم؛

بابام می‌رفت هم عذرخواهی می‌کرد و هم شیشه رو می‌داد عوض کنن.

همیشه هم سعی می‌کرد بهتر از اولش بشه...

 

رفتم پشت‌بام، رو به قبله ایستادم و بغض کردم، "یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین"1


 

1. سوره مبارکه یوسف. آیه97


منبع :کتاب نیوز

 

 

یا علی (ع)

به مهربانی پدری ات !

 

 




بی نام ... ::: چهارشنبه 86/9/28::: ساعت 4:45 عصر

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 5


بازدید دیروز: 27


کل بازدید :48591
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
بی نام ...
در بی راهه ها ، راه می جستم ...ندایی گفت : در خرابه گنج مجوی ... نگریستم ... جز او ندیدم !!!
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
 
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>موسیقی وبلاگ<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<